"بوی تند وزیده از بازوهای نیرومند تو"
بوهای غریبی ازپرده ای که باد کنار برده
عبور میکنند وطرح می کنند چهره ی سرزمینی دور را
از حاشیه هایش کرم های شب تابی
چراغ به دست
می گریزند و
باد همچنان می وزد
جانوران اهلی این سرزمین
باگوش هایی گشاد ودهان هایی دوخته
به جهتی متمایل به خواب رفته اند
اتفاق پیش از این افتاده است و
البته رها شدن پرها در خلاء
با رقصی ملایم
پرواز نیست

سام کرد